رهبری موفق و مدیری مقتدر

۱۰ مهارتی که هر رهبری باید داشته باشد ولی ۹۰ درصد از آنها ندارند

10 مهارتی که هر رهبری باید داشته باشد ولی ۹۰ درصد از آنها ندارند.

این ۱۰ مهارت را باید هر مدیر و رهبری داشته باشد ولی متاسفانه اکثر آنها ضعف دارند و یا اصلا هیچ کدام از این مهارت ها را ندارند.

مدیریت سنتی به مردم چگونگی مدیریت کسب و کار را یاد داده است. ولی، رهبری کسب و کار، اعتماد سازی هدفمند و همچنین برخورد انسان دوستانه با کارمندان را یاد نداده است.

1-  یک رهبر باید توانایی آن را داشته باشد تا از کارمندان خود بدون اینکه آنها گارد بگیرند، بازخورد فعالیتشان را درخواست کند. این یک مهارت اساسی برای هر رهبر می باشد که اکثرا ضعف دارند. آنها عادت به دستور دادن دارند تا اینکه از کارمند خود برای بهتر شدن در کار درخواست کنند.

 

۲-  هر رهبر باید این قابلیت را داشته باشد که تیپ شخصیتی کارمند خود را بازبینی کند و بر اساس نگرشی که آن کارمند دارد، نسبت به او عکس العمل نشان دهد.

 

۳-  هر رهبر باید بتواند با استفاده از خلاقیت، تصمیم و یا عملکرد خود را نسبت به یک دید کلی از سازمان بسط و گسترش دهد. همچنین نسبت به نحوه ی رقابت کسب و کارش در بازار باید شناخت کامل داشته باشد. متاسفانه اکثر مدیران این موضوع را نمی دانند و هیچ طرحی هم برای رقابت ندارند. آنها در مورد کسب و کار خود چیزهای زیادی می دانند ولی در مورد صنعتشان در جهان کنونی اطلاعاتی ندارند. این یک مشکل بزرگ می باشد.

 

۴-  هر مدیر باید بتواند احساساتش مانند ناراحتی و ترس را بروز دهد. برای مثال زمانیکه از دست یکی از کارمندان ناراحت و یا عصبانی شوید. تا زمانیکه نتوانید احساسات غضب ، غم و ترس خود را بروز دهید، هیچوقت یاد نمیگیرید که یک رهبر باشید. ( به یاد داشته باشید که غضب هم عکس العملی از ترس می باشد )

 

۵-  هر رهبر باید توانایی آن را داشته باشد تا بصورت صحیح کارمندان را مورد حمایت و تشویق خود قرار دهد. و باید از عیب جویی و شرمنده کردن کارمندان برای اشتباهشان پرهیز کند. رهبران موفق، اشتباه کارمندانشان را فرصتی برای یادگیری می دانند. درکل رهبر بودن به معنی مسئول بودن نسبت به تمامی اتفاقاتی که در مجموعه رخ می دهد، می باشد.

 

۶-  هر رهبری باید یاد بگیرد تا در صورتی که مدیری که رتبه بالاتری دارد، دستور غیرعملی و غیراجرایی دهد، برای حمایت از تیم و کارمندانش بایستد و به روش درست مقابله کند. رهبری، مواجه شدن با ترس و از آن گذر کردن است. اما این نکته ی مهم را در یادگیری رهبری بصورت سنتی نمی توان یافت.

درصورتی که شما از تیم و کارمندان خود حمایت نکنید، زمانی که مجبور به تحمل فشار زیادی برای بحران بوجود آمده شوید، در آن زمان شما یک ناظر هستید و نه یک رهبر.

 

۷-  هر رهبر باید توانایی مدیریت و برنامه ریزی شغل و وظیفه خود را کاملا جدا از مدیریت مجموعه، داشته باشد. همه کارمندان به نوعی عامل اجرایی و مالی مستقلی می باشند.

آموزش مدیریت می تواند انگیزه خود مختاری شغلی را در کارکنان ایجاد کند، به شکلی که کارمندان متوجه این موضوع می شوند که دیگر برای خود کار می کنند. و همچنین می تواند به کارمندان کمک کند، برای شغل خود برنامه ریزی بلند مدت طرح ریزی کنند. هرچند این طرح ریزی کارمندان را برای کار در داخل یا خارج مجموعه جهت دهی کند.

 

۸-  هر رهبر و مدیری باید بتواند با مردم با وجود تفاوت های سنی ، قومی و ملیتی ،  مذهبی و سیاسی ارتباط برقرار کند. و باید توانایی انعطاف پذیری نسبت به رنج وسیعی از مردم را در خود تقویت کند.

یک رهبر باید تعصب های سنتی را از میان بردارد.هرچند اینکار نیازمند صبر و استقامت زیادی می باشد.

 

۹-  یک رهبر باید توانایی اعتمادسازی قوی را در محیط کار تقویت کند. بدون اعتماد یک مجموعه کارآیی درستی نخواهد داشت. اکثر رهبران نتایج را از طریق تهدید و ترساندن کارمندان بدست می آورند، این دقیقا برخلاف کاری می باشد که رهبران موفق انجام می دهند.

 

۱۰–  و در آخر، هر رهبری باید انسان بودن را در محیط کار خود تمرین کند. مخصوصا زمانیکه، شرایط مدیریتی از طریق ترساندن کارمندان شکل گرفته است. زمانی که ما انسانیت را فراموش کنیم، دیگر رهبر نخواهیم بود.

انسانیت را فراموش نکنیم.

نتیجه : ۱۰ مهارت بازخوردگیری ، تیپ شناسی ، خلاقیت بسط تصمیم ، خود انعکاسی ، تشویق ، حمایت ، مدیریت مستقل ، انعطاف پذیری ، اعتمادسازی ، انسانیت ، می تواند کمک قابل توجهی به کسب و کارتان کند و از شما یک رهبر موفق بسازد.